تبلیغات
«..خدا هم بازی..»

«..خدا هم بازی..»
بسم الله الرحمن الرحیم 
قالب وبلاگ
نویسندگان
بسم الله الرحمن الرحیم

 
وبلاگم رو عوض کردم با تغییرات تقریبا زیاد

اینجا دیگه فعالیت ندارم

این هم آدرس جدید


التماس دعای فرج



[ پنجشنبه 17 مرداد 1392 ] [ 12:53 ب.ظ ] [ ارسلان ...... ]


 

در حوزه ی دین : اوایل اومانیست ها سعی در اصلاح دین داشتند .هر چند نام دین پیرایی با مارتین لوتر قرین است اما اولین حرکات آن مربوط به اراسموس روتردامی بود.

           در مرحله ی بعد خواستند اصول اومانیست را در چارچوب مسیحیت تبیین کنند .

          در مرحله آخر کار بر عکس شد این اصول مسیحیت بود که در چارچوب اومانیست تبیین شد.

در واقع نگرش های دینی به افول رفت و دین های انسانی به وجود آمد به گونه ای که برخی از اساس منکر هر گونه دین وحیانی شدند.

از جمله می توان «مذهب انسانیت » آگوست کنت پوزیتویست فرانسوی را نام برد که معتقد به «مذهب بشری مبتنی بر بی خدایی» بود.

از مهمترین اثرات آن بر دین :

1-      نفی واسطه صاحبان کلیسا میان انسان و خدا

2-      مقابله با تفاسیر کلیسا از عهدین

3-      فطری دانستن آموزه های باستان مثل تعالیم مسیح

4-      مطرح شدن سازگاری ادیان با هم .

5-      طرح صبغه این جهانی و انسانی دین.

 

در حوزه فلسفه :

-          اکثر فلاسفه ی پس از رنسانس متاثر از آن است.

-          اومانیسم دوره ی رنسانس اومانیسم فلسفی نبود.

-          با ظهور دکارت،اسپینوزا،لاک،بارکلی،هیوم...و رواج عقل گرایی و تجربه گرایی اومانیسم توانست مفاهیم فلسفی خود را باز یابد.

-          هر دو دسته ، عقل و تجربه ی یک من انسانی را ملاک می دانند.

 

اومانیسم در فلسفه پراگماتیسم یا عمل گرا :

 

-          نزدیکترین قرابت را با اومانیسم دارد.

-          نمایندگان بزرگ این نحله : چارلز ساندرز پیرس ،ویلیام جیمز،جان دیویی، اسکات شیلر.

-          اومانیسم پراگماتیستی به طور کلی این ها را می پذیرد : برتری و توفق انسانی،اعتبار روش علمی، بعضا ناسازگاری ارزشهای انسانی با اعتقادات دینی....اما بر سر مسائلی همچون ماهیت غیر قابل تغییر انسانی «عقل» یا ماهیت اختیار آدمی توافق ندارد.

-          تمایل دارند از فواید تاثیرات عملی  رفتار ها و پندارها و باورهای انسانی سخن بگویند.

-          ویلیام جیمز ،شیلر و پروتاگوراس انسان را معیار و میزان حقیقت و تمام چیزها می دانند.

 

اومانیسم در فلسفه مارکسیسم :

-          مارکس به صراحت در آثار سالهای 1843-44 از اومانیسم نام می برد.

-          از نظر مارکسیسم کامل ترین انسان شناسی را مارکس ارائه داده زیرا تمام ابعاد انسان را مورد مطالعه قرار داده.

-          به نظر مارکس سرشت انسان عبارت است از مجموعه مناسبات اجتماعی که این سرشت با تحول مناسبات اجتماعی تحول می یابد.

 

اومانیسم در اگزیستانسیالیسم :

-          اوج نگرش اوماننیستی را باید در این فلسفه جست.

-          اصلا کلمه اگزیستنس ( وجود) به معنای وجود انسان اخذ شده در این فلسفه.

-          از مهمترین مفاهیم اشتراکی میان این فیلسوفان ،توجه خاص به فرد انسانی و موقعیت او  و به طور کلی فرد گرایی است.

-          اومانیسم اگزیستانسی با پراگماتیستی در انکار ماهیت کلی و ثابت انسانی توافق دارند.

-          فلسفه های اگزیستانس برای یافتن معنای واقعی انسان تلاش میکنند ( دستشون درد نکنه خدا خیرشون بده ) و از جمله مفاهیمی که مطرح می شود :

1-      معنا و ماهیت آزادی انسانی

2-      تعیین سرنوشت انسان توسط خود

3-      تقدم وجود خاص انسان بر ماهیت او

4-      تفوق انسانی

5-      مسئولیت انسان

6-      معنای زندگی او

7-      رنج و مرگ او

و   ...

 

ملاحظات :

1-      از توضیحات سابقه دانستیم معنای گسترده ای دارد و در معنای عام خود محور بحث دنیای مدرن و پست مدرن است.

2-      نمی توان گفت که اومانیست ها سهمی در پیشرفت دنیای جدید نداشته اند اما در طرف مقابل می کیند این اومانیست بوده که سبب بحران های امروزی شده.

3-      چون همیشه نگاه به انسان داشتند اگر مانعی بود حتما از سر راه برمی داشتند هر چند انسانی دیگر باشد پس خود به خود به ظلم ها و ستم ها می انجامید و هر چند مثلا در آرزوی آزادی انسان بودند اما در آخر از کسانی چون

فردریک دوم ، بوناپارت ، بیسمارک و استالین تجلیل کردند.

4-      در اسلام با اینکه کرامت انسانی حفظ شده اما رها شده نیست و ارزش و احترام هر شخص به اندازه کمالاتی است که برای خد فراهم آورده.

 

فصل الخطاب کلی از خودم :

«بابا از قدیم گفتن : خدا در و تخته رو با هم جور نمیکنه، الان هم همینطوره اومانیسم برای شخص دین دار بی معناس والسلام.

اگه دین دار درست و حسابی باشه و دهنش اگه به گوش دین باشه میفهمه که بابا دین داره داد میزنه که خدا محوری نه انسان محوری.

قربون شکلت برم کسی مخالف انسان شناسی نیستا،انسان شناسی دینی ،انسان شناسی غیر دینی ،انسان شناسی کیلویی

هر جور انسان شناسی که دوس داری برو دنبالش اما سر محور که میرسه دیگه مجبورم شرمنده شما بشم ،انسان خرش از کره گی دم نداشت و میره کنار و ..... به به گل روی خدا میاد وسط»

نکته :

از اونجایی که ذهنم مشغول شده و نیاز داشتم که یه طور تمرکز کنم  خوب دیدک که بنویسم . محتاج دعای خیرتون هستیم.

.......................

خلاصه ای از کتاب  فرهنگ واژه ها عبدالرسول بیات.




طبقه بندی: سیاست،
برچسب ها: تاثیر اومانیسم بر اندیشه های دینی و فلسفی در غرب، اومانیست، دین پیرایی، مارتین لوتر، اراسموس روتردامی، دین های انسانی، دین وحیانی، مذهب انسانیت، آگوست کنت، مذهب بشری مبتنی بر بی خدایی، فلسفه، اومانیسم فلسفی، دکارت، اسپینوزا، لاک، بارکلی، هیوم، عقل گرایی، تجربه گرایی، اومانیسم در فلسفه پراگماتیسم یا عمل گرا، فلسفه پراگماتیسم، فلسفه عمل گرا، چارلز ساندرز پیرس، ویلیام جیمز، جان دیویی، اسکات شیلر، اومانیسم پراگماتیستی، ماهیت غیر قابل تغییر انسانی، ماهیت اختیار آدمی، پروتاگوراس، اومانیسم در فلسفه مارکسیسم، فلسفه مارکسیسم، مارکس، اومانیسم در اگزیستانسیالیسم، فلسفه اگزیستانسیالیسم، اگزیستنس، فرد گرایی، اومانیسم اگزیستانسی، فردریک دوم، بوناپارت، بیسمارک و استالین،
[ جمعه 2 تیر 1391 ] [ 04:09 ب.ظ ] [ ارسلان ...... ]


-          اومانیسم ادبی :

تعلق خاطر به ادبیات و علوم انسانی یا فرهنگ ادبی

 

-          اومانیسم رنسانسی:

تکیه بر برنامه های آموزشی که در اواخر قرون وسطا به همراه احیای نوشته های کلاسیک بود گسترش یافت.

در این زمان دوباره اعتماد به انسان برای تعیین صدق و کذب امور پدید آمد.   

        اومانیسم فلسفی:   

       مجموعه ای از نگرشها در مورد ماهیت ،ویژگی ها ،تواناییها،تعلیم و تربیت و ارزشهای اشخاص انسانی

 

-          اومانیسم مسیحی :

 

از خودشکوفایی انسان در چارچوب مسیحیت دفاع میکند.

 

-          اومانیسم جدید:

یا امانیسم ناتورالیستی، اومانیسم علمی، اومانیسم اخلاقی، اومانیسم دمکراتیک.

فلسفه ای که هرگونه موجود ما فوق طبیعی را طرد کرده و بر عقل و علم و دموکراسی و رحم و عطوفت انسانی تکیه دارد.

منشا دو گانه ای دارد : دین و غیر دین

دین در این تلقی اعم از ادیان رسمی و الاهی است.

 

-          اومانیسم دنیوی گرا:

محصول عقل گرایی قرن 18 + آزاد اندیشی قرن 19

 گروه هایی همچون انجمن اومانیسم دمکراتیک و سکولار یا اتحادیه عقل گرایان آمریکا یا دانشمندان و فیلسوفان دانشگاهی از این نوع جانبداری می کنند.

این نوع (از موجودات عجیب الخلقه...ببخشید رفت راز بقا )  هر گونه تلاش ماوراء طبیعی را برای حل معضلات بشر و تبیین واقعیت های هستی ، طرد میکنند. (عقل که نباشد جان در عذاب است.بابا شما که دین و ایمون حسابی

که ندارید دیگه چتونه ...بذارید ماوراء طبیعی حل کنن مشکلات رو ، تازه هیجانش هم بیشتره)

 

-          اومانیسم دینی:

 

بسیاری از انجمن های توحیدی مسیحی خود را اومانیست دینی می نامند.

دیدگاه های مشترکی با اومانیست سکولار دارند.

تمایز آنها در تعریف دین و وظیفه ی دین است.

اومانیسم دینی تعریفی کارکردی از دین ارائه می دهد : دین چیزی است که نیازهای فردی  و اجتماعی انسانهایی که را که از یک جهان بینی فلسفی برخوردارند،بر آورده می سازد.

...........

*گرایش های اومانیستی به دو دسته فردگرا و جمع گرا نیز تقسیم میشود.




طبقه بندی: سیاست،
برچسب ها: اقسام اومانیسم، اومانیسم ادبی، اومانیسم رنسانسی، اومانیسم فلسفی، اومانیسم مسیحی، اومانیسم جدید، اومانیسم دنیوی گرا، اومانیسم دینی، اومانیسم فردگرا، اومانیسم جمع گرا، امانیسم ناتورالیستی، اومانیسم علمی، اومانیسم اخلاقی، اومانیسم دمکراتیک، اتحادیه عقل گرایان آمریکا، انجمن های توحیدی مسیحی،
[ جمعه 2 تیر 1391 ] [ 04:08 ب.ظ ] [ ارسلان ...... ]


1-انسان محوری

2-اعتقاد به عقل و شک و روش عملی برای یافتن حقیقت و ساختن جامعه انسانی

3-عقل و اختیار دو بعد بنیادی انسان

4-نهادینه کردن اخلاق بر مبنای خود محوری

5-اعتقاد به جامعه باز و تگثر گرا

6- تاکید بر دموکراسی

7-جدایی نهادهای دینی از دولت

8-گسترش هنر گفتگو برای حل مشکلات

9-اعتقاد به اینکه ایمان به غیب نوعی مسخره کردن عقل انسانی است.

10-انسان ملا ارزش گذاری همه چیز است.

11-تلاش برای یافت حقایق ملموس

12-اومانیسم بهترین جایگزین برای الاهیات




طبقه بندی: سیاست،
برچسب ها: مولفه های اومانیسم، انسان محوری، جامعه باز، جامعه تکثرگرا، دمکراسی،
[ جمعه 2 تیر 1391 ] [ 04:07 ب.ظ ] [ ارسلان ...... ]


-          به یونان باستان برمیگردد برای مثال خدایان صفات انسانی  دارند،موضوع اشعار انسان و سرنشت آن است،اندام انسانی موضوع مجسمه سازی  نقاشی است،سوفسطاییان انسان را مقیاس همه چیز قرار میدهند،سقراط تاکید ویژه بر خود شناسی دارد.

-          بعد از بین رفتن فرهنگ یونان و انتقال آن به روم هر چند دموکراسی  و یا آزادی در آنجا پا نگرفت اما استقلال فکری انسان ماند.

-          با ظهور مسیحیت در اروپا وضع به کلی دگرگون شد.کلیسا انسان شناسی خود را مقدم داشت ،مواد درسی را معین کرد،علوم تجربی را تحت نظارت در آورد.

-          با ادامه این جریان یک گرایش آشکار در ایتالیا نسبت به فرهنگ باستان رخ داد اول نا آگاهانه سپس با آگاهی کامل که منجر به جنبش رنسانس شد.

-          این جنبش در پی نظم دادن اندیشه های خود در قالب علمی و فلسفی نبود بلکه فقط می خواست به نوعی از وضعیت حاکم در دوره ی قرون وسطایی و کلیسایی رهایی یابد.

-          این جنبش هر چند در قرن 16 رو به اضمحلال گذاشت اما با این وجود اثر خود را گذاشت.

-          آنها اولین گریز برای رسیدن به آزادی بیان را ادبیات دانستند، افرادی همچون پترارک ، بوکاچیو.

-          ظهور افرادی همچون اراسموس،لوتر در عرصه مذهب و اصلاح آن از اثرات این دوره بود.

-          اغلب فلسفه های بعد از رنسانس متاثر از اومانیست هستند.

-          اومانیسم در دوره ی رنسانس ماهیت فلسفی نداشت اما در دوره جدید با ظهور برونو،بیکن،دکارت،اسپینوزا در نحله های راسیونالیستی (عقل گرایی ) و با ظهور لاک،بارکلی،هیوم در نحله های آمپریستی (اصالت تجربه) مفاهیم فلسفی خود را باز یافت.

-          در قرن های 16م و 17م  (دوره ی روشنگری)تاثیر اومانیست بر افکار و آثار  این دوره کاملا روشن است.

-          در این دوره اشخاصی همچون ولتر ، منتسیکو، دیدرو، دلامبر،لاک،هیوم،کندرسه.... اعتقاد داشتند که مساله اساسی انسان ،سامان یافتن زندگی فردی و اجتماعی اوست بر طبق موازین اخلاقی و نه کشف اراده خداوند در مورد این موجود خاکی.




طبقه بندی: سیاست،
برچسب ها: تاریخچه امانیسم، یونان باستان، سوفسطاییان، سقراط، خودشناسی، انسان شناسی، علوم تجربی، رنسانس، پترارک، بوکاچیو، برونو، بیکن، دکارت، اسپینوزا، راسیونالیسم، بارکلی، هیوم، آمپریست، اراسموس، لوتر، لاک،
[ جمعه 2 تیر 1391 ] [ 04:06 ب.ظ ] [ ارسلان ...... ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

تعداد کل صفحات : 13 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ


ای قوم به حج رفته، كجایید كجایید؟
معشوق همین جاست، بیایید بیایید
معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار
در بادیه سرگشته شما در چه هوایید؟
گر صورت بی‌صورت معشوق ببینــــید
هم خواجه و هم خانه و هم كعبه شمایید
ده بار از آن راه بدان خانه برفتید
یك بار از این خانه بر این بام برآیید
آن خانه لطیف است، نشانهاش بگفتید
از خواجه‌ی آن خانه نشانی بنمایید
یك دسته‌ی گل كو، اگر آن باغ بدیدید؟
یك گوهر جان كو اگر از بحر خدایید؟
با این همه آن رنج شما گنج شما باد
افسوس كه بر گنج شما پرده شمائید

امکانات وب